أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

17

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

از خوف وقوع در مردن بفجاءت و از حدوث صرع و سكته از كابوس و اختلاج بفالج اگر در بدن و پهلو باشد و اگر در اجزاى روى باشد بلقوه فصل دوم از فصول ثمانيه در تدبير مسافران و قول كلى در تدبير ايشان كه مسافر را از چه‌ها بايد كه قطع كنند از عادتى كه او را در حضر بوده است فصل سوم در نگهداشتن سر و بدن از گرما خصوصا در سفر تا آنكه ممكن باشد ايشان را ثبات و تاب در ان فصل چهارم در تدبير كسانى كه ايشان در سرما سفر كنند چنان كه مقرر شده است كه سفر در سرما اصعب باشد كه در گرما فصل پنجم در نگهداشتن اطراف بدن از مثل دستها و پايها را از سرما و برف و نگهداشتن بينى و دهان فصل ششم در نگه داشتن لون روى از سوختن در آفتاب در سفر و در غير آن فصل هفتم در نگهداشتن مسافر از آبهاى مختلف و گردش آن و اصلاح آن فصل هشتم در تدبير كسانى كه كه بر كشتى نشينند در سفر دريا الفن الرابع در اصناف معالجات بحسب امراض كلى و در اين فن سى و يك فصل باشد فصل اول از فن چهارم در اقوال كليه در امر علاج كه آن بسه قانون تمام مىشود اول تدبير دوم دوا سوم به عمل دست كه آن قطع و بط و لفط و كشط و خياط باشد فصل دوم در تدبير امراض سوء المزاج كه قسم اعظم باشد از امراض بدن دوم امراض تركيب سوم امراض تفرق اتصال فصل سوم در آنكه بچه گونه و كه را واجب مىشود كه ازو استفراغ ماده كنند كه بعد از رعايت ده شرط استفراغ ماده از اورك خواهند كنند و احتياط چگونه باشد در هر استفراغى از خود و ديگر اخلاط كه به چطور عمل نمايند فصل چهارم در قانون مشترك از براى قى كردن و اسهال كردن و كيفيت جذب مسهل و قى و محجمه و دلك و ربط فصل پنجم در تدبير مسهل دادن و قانون آن در وجوب آن متعذر ديدن از براى عمل مسهل فصل ششم در تدبير افراط مسهل چون اسهال از حد اعتدال تجاوز كند چگونه آن را قطع بايد كردن بعد از رعايت علامت افراط عمل فصل هفتم در تدبير كسى كه اسهال در او بافراط واقع شده باشد فصل هشتم در تدبير كسى كه او را دواى و مسهل بدهند و عمل نكند آن دوا و از ان مغص و تشويش و سدر و صداع حادث گردد فصل نهم در احوال ادويه مسهله از آنچه غائله آن عظيم باشد از مثال خربق سياه و تربد سياه و ماذريون و امثال اينها فصل دهم در تدبير قى كردن و كسانى را كه ايشان را قى نبايد فرمود و ايشان را چه علامت باشد فصل يازدهم در تدبير كسى كه قى كرده باشد بعد از فراغ از قى چه كنند تا از ضرر آن ايمن گردند فصل دوازدهم در منافع قى كه چون قى بشرائط و آداب كرده شود بدن را از آنچه منفعت رسد فصل سيزدهم در مضرت قى چون بافراط واقع شود يا بىموقع واقع شود از ضرر آن بمعده و ديگر اعضا فصل چهاردهم در تدبير و تدارك احوالى كه عارض مىشود متقى را اگر واقع شود فصل پانزدهم در تدبير كسى كه او را افراط در قى واقع شده باشد و او را بخواب امر كنند و منوم دهند تا جلب خواب شود او را كه انفع حيلها باشد و اطراف او را بربندند فصل شانزدهم در تدبير حقنه كردن از براى تلئين طبيعت تا اسهال طبيعت و اين از معالجات فاضله باشد فصل هفتدهم در تدبير اطليه كه در بدن به كار برند خواه كه از براى منع ورم باشد و خواه كه از براى تقويت اعضا فصل هشتدهم در تدبير نطولات و فرق ميان نطول و طلا آنست كه طلا بدست آلوده بدوا در موضع بمالند و نطول آبى باشد كه ادويه قويه از حشايش پرخاصيت در ان جوشيده باشد و آن را با آب پر بالاى عضو نهند و ضماد آن باشد بر بالاى پنبه يا لته كرپاس مالند و بر بالاى عضو نهند و كنار آن باشد كه در كيسه كنند اگر خشك باشد و در مثانه كنند اگر آب باشد و بر بالاى عضو نهند فصل نوزدهم در فصد و فصد استفراغ كلى باشد كه جميع اخلاط با خون مستفرغ گردند و شرانها بواسطه فصد از بدن دفع شود و انواع فصد بسيار باشد و تعداد آن بچهل و هشت قسم رسيده باشد ده از دستها و شش از پاها و از سر و ميان ابرو و شقيقه و ناظرين و ساقين و اريبه و چهار رگ پهلو و دارجين و سبابتين فصل بيست و يكم در حجامت كه تنقيه از جلد باشد و خون رقيق از ان آيد و اقسام حجامت از شرط و بىشرط فصل بيست و دوم در استعمال جوك كه آن را علق گويند و آن كرمى باشد كه در آبها باشد و خطى زرد در ميان آن باشد و بجثه زياده بزرگ نباشد و زياده خورد هم نباشد و از آبهاى بد ايستاده آن را صيد كنند فصل بيست و سوم در بستن استفراغها وقتى كه بافراط رسد تا وقت تقاضاى حبس كند و تدبير در بستن آن كه باماله باشد يا باعانت همان استفراغ يا بتغليظ ماده